گنج پنهان فلسفه و عرفان يادمان استاد سيدجلال الدين ميري آشتياني
گنج پنهان فلسفه و عرفان
يادمان استاد سيدجلال الدين ميري آشتياني
نويسنده: محمود مطهري نيا
سيدجلال در سن پنج سالگي راهي مکتبخانه شد و قرآن را در مکتبخانه مادربزرگ خود فراگرفت و تا اندازهاي با نگارش فارسي آشنايي پيدا کرد و با ورود به دبستان به جهت هوش و ذکاوت و نيز توانايي خواندن و نوشتن ، از همان آغاز به کلاس سوم هدايت شد و تا پايان کلاس ششم و گرفتن گواهي دوره ابتدايي در دبستان خاقاني روستاي آشتيان درس خواند سپس به مکتبخانه بازگشته و دروس مرسوم را به سبک و سياق سنتي فراگرفت. کتاب گلستان سعدي و کليله و دمنه و نصاب الصبيان ( ترجمه لغات عربي به فارسي به صورت منظم ) و تاريخ معجم و جامع المقدمات ( مجموعه علم صرف و نحو و قسمتي از دره نادري و نيز بخشهايي از کتاب شرح سيوطي ابن مالک ( تا باب مبتدا و خبر ) را در همان مکتبخانه فرا گرفت.
استاد در سال 1323 خورشيدي رهسپار قم شد . وي در قم کتاب شرح جامي و باقيمانده سيوطي را فرا گرفت. در اين مرحله از تحصيل کتابهاي سطح فقه و اصول را همچون شرح لمعه (فقه) و قوانين (اصول فقه) و رسائل ( اصول فقه ) و مکاسب (فقه) و کفايه ( اصول فقه) را به اتمام رساند. شرح مطالع در منطق و شوراق در کلام را نيز گذراند. همچنين شرح منظومه حکيم ملاهادي سبزواري ( در فلسفه ) و مکاسب شيخ اعظم انصاري ( در فقه ) را در محضر مرحوم حاج شيخ مهدي مازندراني اميرکلاهي آموخت و تا اواخر الهيات منظومه و قسمت زيادي از شوارق ، و بعد هم قسمتي از امور عامه اسفار را نزد آن مرحوم فرا گرفت.آشتياني پس از اتمام سطح ، وارد خارج فقه و اصول شده و در محضر استاد آيت ا... حاج آقا حسين طباطبايي بروجردي به مدت 8 سال حضور يافت و مدت يک سال در محضر آقا سيدمحمدتقي خوانساري(قده) حاضر شد.استاد آشتياني سپس به نجف رفت و در مدت دو سال ( 1336-1337) اقامت خود در آنجا از دروس مرحوم آقا سيدمحسن حکيم و استاد آقا سيد عبدالهادي شيرازي استفاده کرد اما به جهت ابتلا به کسالت به قم بازگشت و مدت 8 سال به حوزه تدريس فلسفه و تفسير قرآن کريم و اصول فقه حاج سيدمحمدحسين طباطبايي تبريزي حاضر شد و الهيات کتاب شفاي شيخ الرئيس و الهيات بالمعني الاخص اسفار و امور عامه اين کتاب را به انضمام قريب به يک دوره اصول فقه و قسمتي از تفسير قرآن را خدمت آن فقيه گرانقدر قرائت کرد.سپس آشتياني يک سال به قزوين اقامت کرد و ار محضر آيت ا... سيدابوالحسن رفيعي قزويني بهره گرفت. و دوباره به قم بازگشت.سيدجلال الدين آشتياني پس از فراگيري و تکميل فلسفه و عرفان نظري در حدود سال 1336 سعي کرد تا وارد دانشگاه تهران شود. اما احساس منافسه و رقابت علمي برخي از استادان دانشگاه با عث شد تا استاد از دانشگاه بازماند .
در سال 1338 خورشيدي استاد آشتياني با ارائه رساله خود در مبحث وجود با عنوان هستي از نظر فلسفه و عرفان ، به عضويت هيئت علمي دانشگاه پذيرفته شد و از اول مهرماه همان سال تدريس خود را در دانشکده الهيات و معارف اسلامي مشهد در رشته فلسفه و تصوف آغاز کرد.در سال 1339 خورشيدي آشتياني به عضويت در انجمن تاليف و ترجمه دانشگاه فردوسي مشهد درآمد . استاد آشتياني اغلب از کم توجهي به علم و انديشه آن هم در مراکز مهم علمي کشور رنج ميبرد و در هر فرصت و مجالي که فراهم ميآمد به سران و تصميم گيران هم درد را و هم درمان را بيان ميکرد.استاد آشتياني براي احياء فلسفه و عرفان اسلامي به بازسازي و زنده کردن متون فلسفي و عرفاني ميپردازد و دهها اثر فلسفي و عرفاني از اکابر مدرسان و محققان چهار قرن اخير را در اختيار دانش پژوهان قرار ميدهد و با گذشت کمتر از دو سال در خردادماه 1340 خورشيدي رتبه دانشياري را از آن خود کرده و پس از نزديک به هفت سال کار علمي و تدريس در دانشگاه به صورت مربي و دانشيار در آذرماه 1345 به درجه استادي ارتقاء يافت.با ترفيع درجه و تصاحب درجه استادي ، دامنه تعليم و تدريس استاد گستردهتر شد. استاد پس از 37 سال تدريس در دانشگاه فردوسي در آبانماه 1375 به اجبار بازنشسته شد.
استاد سيدجلا ل الدين آشتياني در سال 1384 دار فاني را وداع گفت و به عالم باقي شتافت1. استاد سيدجلالالدين ميري آشتياني (1384-1304 ه-. ش) از برجسته ترين شارحان فلسفه و عرفان اسلامي عصر حاضر به شمار ميرود.از اينرو روز جهاني فلسفه (دوم آذر ) بهانه مناسبي بود براي نکوداشت ياد و نام استاد آشتياني (ره) ، چه آن که نکوداشت آن عالم بزرگ ، بزرگداشت قدر حکمت و حکيمان و معرفت و عارفان است و پرداختن به او در روز جهاني فلسفه، پرداختن به جهان فلسفه است . در همين راستا پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي فرصت را مغتنم شمرده ، در دومين سال فقدان آن راحل رستگار ، ضمن برپايي کنگره بزرگداشت با همکاري شماري از دستگاههاي علمي کشور ، مجموعه اي را در چهار جلد به مثابه يادنگاشت استاد ، به شرح زير فراهم آورده که توسط سازمان انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي به چاپ رسيده است.
شريعه شهود ( درباره استاد آشتياني(ره) و پاره اي از آراء حکمي او )
به کوشش: عبدالحسين خسروپناه
تعداد صفحات : 494 صفحه
اين کتاب دربردارنده پانزده مقاله درباره شان و شخصيت علمي استاد و مراتب و مناظر حکمي و معرفتي او مي-باشد.
عناوين مقالات :
سرگذشت استاد سيدجلال الدين ميري آشتياني/ حسن جمشيدي : فصل اول: شرح حال يا زندگي عادي، فصل دوم: زندگي علمي و ديدگاهها.
از آشتياني چه مي توان آموخت/ حسينعلي رحمتي: به نظر نگارنده برخي از درسهايي که از سلوک علمي و عملي استاد آشتياني (ره) ميتوان آموخت از اين قرار است : 1. تضلع و توغل در علم آموزي و فلسفه ورزي، 2. دفاع از فلسفه و فلسفه ورزي ، 3. داشتن ديد انتقادي و آسيب شناختي ، 4. پرهيز از تقليد ، و تلاش در جهت فلسفه ورزي ، 5. توجه و تمسک به قرآن ،6. حريت و آزادي ، 7. عشق و علاقه به اهل بيت (ع) ، 8. احترام تکريم عالمان ، بويژه استادان خود ، 9. توان فهم و تحليل مسائل فلسفي و عرفاني ، 10. دفاع از جريان فلسفي در ايران ،11. توجه به سنت و حفظ و احياي آن ، 12. تقيد به اخلاق علمي ، 13. عدم تنافي بين دين و فلسفه ، 14. دفاع از اصالت عرفان اسلامي ،15. تحصيل و تدريس روشمند .
بايسته هاي کنوني حکمت اسلام از ديدگاه حضرت آيت العظمي خامنهاي / عبدا... محمدي : مقام معظم رهبري با اشرافي که بر جريانهاي فرهنگي داخلي و خارجي ، نيازهاي فعلي و آينده جامعه و اولويت هرکدام ، بايستيها و آسيبهاي کار فلسفي در جامعه و ... دارند در مقاطع مختلف به بيان رهنمودهاي ارزشمندي در جمع صاحب-نظران علوم عقلي پرداختهاند که اين مقاله خلاصه اي از آن مطالب است. در لابه لاي اين مطالب ، اشاراتي نيز به نقش فلسفه در فهم دين ، روش شناختي فراگيري فلسفه اسلامي و غرب ، ميزان اهميت هريک از مکاتب اسلامي ، رابطه فعاليت عقلي و فعاليت فلسفي ، نقش فلسفه در تمدن اسلامي و ... وجود دارد .
جايگاه آشتياني در جريان شناسي فلسفه اسلامي معاصر / غلامرضا جلالي : استاد سيدجلال-الدين آشتياني پس از علامه طباطبايي به بزرگترين حامي حکمت متعاليه تبديل شد و به مطالعه ميراث فلسفي ايران همت گماشت. آشتياني در مسير حکمت بيشتر به احياي ميراث فلسفي ايران پرداخت و کمتر به شبههزدايي يا تفسير و تبيين آن بر اساس نيازهاي نوين توجه نشان داد. اما چهار جريان فلسفي ديگر نيز در ساختارهاي سنتي پيشين در زمان استاد آشتياني بوجود آمد که عبارتند از : جريان دکترسيداحمد فرديد، جريان حکمت خالده ، جريان مکتب تفکيک و جريان تفکيک. از مطالعه مواضع آشتياني نسبت به چهار جريان رايج فلسفه اسلامي به دست ميآيد که ايشان در دو جريان سنتي و حکمت جاودان را به طور مستقيم حضور داشته و در همه دوران حيات از اين دو جريان حمايت کرده و با دو جريان فرديد و تفکيک برخورد کرده و سر ناسازگاري نشان داده است.
جايگاه آشتياني در تاريخ فلسفه اسلامي / محمد باغستاني: در اين مقاله کوشش شده تا نگرش آشتياني به تاريخ فلسفه واکاوي شود و توفيقها و کاستيهاي آن نگرش نيز شمرده آيد. مبناي اين بحث صرفا کتاب منتخباتي از آثار حکماي الهي ايران خواهد بود.
فلسفه هستي در مکتب استاد سيدجلال الدين آشتياني / طاهره کمالي زاده : آشتياني در هستي شناسي و ساير موضوعات فلسفي از پيروان فلسفه متعاليه صدرايي بود و همچون صدرالحکماء شيرازي با تسلط به فلسفه مشائي و اشراقي و آشنايي کامل با عرفان به مباني عرفا و طريقه ايشان نظر داشته است . در اين مقاله به برخي از مهمترين مسائل هستي شناسي در انديشه فلسفي اين حکيم فرزانه اشاره شده است.
فلسفه عرفان از ديدگاه علامه سيدجلال الدين آشتياني / حسين روحاني نژاد : ماهيت و منشا عرفان اسلامي؛ موضوع عرفان اسلامي ؛ روش شناسي عرفان اسلامي ؛ وحدت وجود و وحدت شهود ؛ اسما و صفات حق تعالي؛ نسبت و مناسبات عرفان اسلامي با مقوله تفسير؛ آسيب شناسي و بايستههاي عرفان اسلامي از عناوين بازگو شده در اين مقاله ميباشند.
عرفان « شريعت محور» در افق انديشه و آراي استاد سيدجلال الدين آشتياني (رض/ ) محمدجواد رودگر : به حقيقت بايد گفت عرفان مرحوم آشتياني عرفان « قرآني ولايي» يا عرفان مبتني بر « ولايت» بود چه در جنبه علمي و معرفتي و چه در بعد علمي و سلوکي که در غير اينصورت عرفان منهاي عرفان يا شبه عرفان يا عرفان کاذب است . اين مقاله از اين قسمتها ترکيب و تشکيل شده است : الف- شاخصهاي شخصيتي آيت ا... آشتياني(رض) ب- عرفان شريعتگرا و عرفان شريعت گريز ( نسبت عرفان و شريعت ) ، ج- رابطه و نسبت شريعت، طريقت و حقيقت.
فيلسوفان مسلمان و اثولوجيا / محمد انتظام : کتاب اثولوجيا از جمله آثاري است که استاد فقيد آشتياني(ره) آرزو داشت آن را به شکل مطلوبي تصحيح نموده و همراه با شرح و توضيح نکات مشکل آن، در اختيار فلسفهپژوهان قرار دهد. استاد از اين کتاب به عنوان يکي از آثار مهم فلسفه و حکمت الهي تعبير مي کند و در اهميت آن ميگويد : آنقدر اين اثر عجيب پر مطلب است که آدمي حيران ميماند. در اين مقاله سعي شده پس از دادن اطلاعاتي در باب کتاب اثولوجيا ، اين کتاب از نظر فيسوفاني همچون فارابي ، ابن سينا ، سهروردي و ملاصدرا بيان شود. عالم مثال، مقوله طلايي نظام حکمي سيدجلال الدين آشتياني / حسن جمشيدي : در بين مسائلي که استاد آشتياني بدانها پرداخته « عالم مثال» عمدهترين يا يکي از دو يا سه بحث اساسي و ريشهاي ايشان است که در اين مقال مورد بررسي قرار گرفته است. استاد آشتياني و مکتب تفکيک / سيدمحمد موسوي: در اين مقاله پس از نگاهي به مکتب تفکيک ، عقل و وحيعارض عقل و وحي، پيشزمينهها در استفاده از وحي، معناي عقل در مکتب تفکيک تفکيک در مطالب فلسفي و بطون قرآن بازگو شده است.
عقلانيت اصيل ديني در نگاه آشتياني / سيدمحمد عيسي نژاد : مرحوم آشتياني به عنوان فيلسوف حافظ و مروج عقلانيت صدرايي ، دو نوع مطالعات و تاملات را داشتهاست. يک قسم از مطالعات مرحوم آشتياني ناظر به جرياناتي است که در درون فرهنگ اسلامي فعالند. قسم دوم مطالعات استاد مربوط ميشود به معرفي و تبيين اين حرکت فکري عقلاني، و اينجاست که تاريخ فلسفه در پروژه مطالعاتي ايشان متولد شده و مهم تلقي ميشود. ولايت از ديدگاه استاد سيدجلال الدين آشتياني/ فاطمه داروغه : در اين مقاله سعي شده است تا ولايت را از افق انديشههاي عرفاني و عقلاني استاد آشتياني به تحليل و تفسير کشانده شود . در اين باب مباحث تعريف ولايت ، ولايت عرفاني ، اقسام ولايت و اقسام ولايت عرفاني و ختم ولايت در عرفان مد نظر قرار گرفته شده است.
نقد و تحليل صوفيه از ديدگاه استاد آشتياني/ حسين روحاني نژاد : استاد آشتياني را ميتوان در عرصه عرفان اسلامي ، محيالدين ثاني لقب داد با اين تفاوت که از هفوات و لغزشهاي محيالدين پيراسته است. در اين مقاله ابتدا فرازهايي از سخنان استاد آشتياني در تاييد عرفان و تصوف اسلامي بيان و در ادامه فرازهايي از سخنان استاد آشتياني در نقد تصوف و بررسي ماهيت و چيستي تصوف بازگو شده است.
آشتياني و احياي تراث/ حسينعلي رحمتي: يکي از جلوههاي حيات علمي مرحوم آشتياني ، تلاش جدي و مداوم او در زمينه تصحيح ، نقد، شرح، معرفي و انتشار و به عبارتي احياي آثار حکمي و عرفاني است . اين مقاله به واکاوي جنبه از شخصيت و انديشه استاد پرداخته و به طور خاص در پي پاسخ به چند سئوال است که با مراجعه به آثار ايشان پاسخ داده شده است.
در حکمت و معرفت (مجموعه مقاله ها و مصاحبه هاي حکمي معرفتي استاد سيدجلال الدين آشتياني(ره) )
به کوشش: حسن جمشيدي
تعداد صفحات : 522 صفحه
در نگاه عالمان معارف اسلامي اختلاف نظر وجود دارد . علومي که بيشتر معارف اسلامي را سامان ميبخشد عبارت است از کلام ، فلسفه و عرفان. البته هريک از اين علوم بيانگر نوعي روش در علوم ديني نيز ميباشد. بنابراين ما در عرصه دينشناسي با سه روش در درازناي تاريخ مواجه بودهايم.
روش کلامي ، مصداق بارز آن شيخ صدوق و شيخ مفيد و روش فلسفي ، مصداق بارز آن ، فارابي و شيخالرئيس و روش عرفاني ، مصداق بارز آن سيدحيدر آملي است. البته برخي هم ترکيبي از دو روش فلسفي و کلامي ساخته اند همچون ملاصدرا به نام حکمت متعالي. استاد آشتياني در تعاطي بين کلام و فلسفه آن بخش از کلام را ميستايد که با معيار عقل سنجيده ميشود و عقل را همان ميداند که در فلسفه مورد گفتگو قرار ميگيرد. در نگاه استاد آشتياني به نظر ميرسد حتي همان بخش عقلاني کلام، با پيدايش حکمت متعالي صدرا ، به جهت همپوشاني فلسفه حتي بر معارف ديني ، ديگر نيازي به کلام نمي-بيند . به بياني ديگر استاد آشتياني فلسفه ملاصدرا را از علم کلام جدا نميبيند. ايشان حتي در نظام آموزشي حوزه خواندن شرح تجريد و شوارق را براي ورود به فلسفه ضروري ميداند اما خود آنها را حتي براي دفاع از معارف ديني کافي نميبيند. به عبارت روشنتر آنها را پاسخگوي نياز نسل جديد نميبيند.
استاد آشتياني در عرصه معارف اسلامي و دستيابي به معرفت حقه شيعي دو طريق را ممکن بلکه ميسور ميداند: يکي فلسفه و ديگري عرفان. و از بين اين دو طريقت راه دوم را بهتر و استوارتر ميبيند. به نظر ميرسد علاقه استاد به ملاصدرا بيشتر به جهت گرايش-هاي عرفاني اوست. استاد آشتياني را عليرقم شهرتش در فلسفه ، بايد عارفي به تمام معنا دانست. اگر به آثار استاد نيک نگريسته شود اين شوق مضاعف را به عرفان ، از حجم کارهاي انجام يافته او خواهيد فهميد . بخش زيادي از حاصل کار او در حوزه عرفان است: شواهد الربوبيه ، شرح فصوص الحکم جندي ، شرح فصوص الحکم قيصري شرح مقدمه قيصري ، مشارق الدراري ، تمهيد القواعد و امثال آن.
بايد با صراحت و قاطعيت گفت که استاد آشتياني در عرفان نظري در بين متاخرين و معاصرين کم نظير بلکه بي نظير
است. استاد مشارق الدراري را بهترين اثر خود ميداند که کتابي است که در قلمرو عرفان سامان يافته است.آشتياني عرفان را از آن جهت ميستايد و بدان تعلق خاطر دارد که آن را همان معارف اهل بيت مي-داند و عرفان را چيزي جدا از اسلام نميبيند.
گردآورده کتاب در قسمتي از مقدمه در مورد علت چاپ اين مجموعه آورده است : « پس از بيماري استاد و ضعف جسماني او و انتقال به بيمارستان ، در اواخر تيرماه 1383 از طرف رياست دانشگاه فردوسي مشهد و تاکيدات رياست جمهوري وقت ، جهت ارج نهادن به مراتب علمي استاد آشتياني، ستادي در مشهد تشکيل شد که مسئوليت تهيه زندگينامه عادي و علمي استاد به من محول گرديد .»کتاب در حکمت و معرفت ، مقالات و مصاحبههاي استاد در تبيين مجموعه اي از مباني سه حوزه معرفتي اسلام است. در اين اثر هم در بين مقالات ، به مقوله کلام پرداخته و هم به مقوله عرفان؛ و به تفصيل از عرفان نظري و عرفان عملي و اصل و اساس عرفان که ولايت است سخن گفته است و نيز در جاهاي مختلف در ضمن مقالات و نوشتهها به فلسفه و مسائل فلسفي پرداخته است و به نظر نگارنده اين مجموعه ، به فرد دوستدار معارف ، شمايي کلي از سه حوزه معرفتي ارائه مي-کند.
اين کتاب مشتمل بر دو بخش است ؛ بخش نخست، حاوي مجموعه مقالات فلسفي ، عرفاني ، کلامي و تاريخي استاد که در چهارده فصل سامان يافته است ؛ بخش دوم شامل ده مصاحبه علمي از آن فقيد سعيد ميباشد . به يقين مطالعهکننده اين اثر در پايان کتاب براي بسياري از پرسش هاي کلامي و فلسفي و عرفاني خود پاسخهاي سودمند و کارآمدي خواهد يافت.
فلسفه هاي مضاف( دو جلدي)
به کوشش: عبدالحسين خسروپناه
تعداد صفحات :جلد470 :1 صفحه ، جلد دوم: 470 صفحه
اين کتاب از بيست و هشت مقاله در همين زمينه فراهم گشته است. از آنجا که ميتوان فلسفه هاي مضاف را به دو دسته فلسفههاي مضاف به علوم و فلسفه-هاي مضاف به امور ( کلان مقولههاي دستگاهواره انگاشته ) تقسيم کرد ، از اينرو با اندک تسامح ، مقالات معطوف به فلسفههاي علمها ، جلد نخست را سامان دادهاند ، و مقالات مربوط به فلسفههاي مضاف به امور و کلان مقوله ها ، در جلد دوم گرد آمده است. اين دو مجلد حاصل بحث و برنامهريزي ، تدبير و تلاش سه ساله گروه فلسفه پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي است که ميتواند گامي در راستاي بازآرايي و گسترش ، روزآمدسازي و کارآمدسازي حکمت و علوم عقلي اسلامي قلمداد گردد.
عناوين مقالات جلد اول:
فلسفه مضاف/ علي اکبر رشاد: مولف مقاله « فلسفههاي مضاف» سعي کرده است در اين مقاله، مباحث اساسي فلسفههاي مضاف را هرچند بسيار فشرده مطرح کند ، از جمله: ارائه تعريف خاصي براي فلسفه مضاف، تاکيد بر امکان و ضرورت فلسفههاي مضاف اسلامي، پيشنهاد معيارهايي براي تقسيم و طبقهبندي فلسفههاي مضاف و ... . به نظر نويسنده ، در صورت توسعه حکمت اسلامي و تحويل آن به فلسفههاي تخصصي گوناگون و تاسيس فلسفههاي مضاف، و نيز با تحرير و تنقيح فلسفه از زوائد و استطرادات، فلسفه منطق را ميتوان به « دانش پژوهش عقلاني در احکام کلي و عوارض ذاتي موجود بما هو موجود و اقسام نخستينه آن» تعريف کرد. که در اين نوشتار، اين تعريف با اقتباس از قبس صدرايي، در تعريف فلسفه اولي و علم اعلي پرداخته شده است.
فلسفه فلسفه اسلامي / عبدالحسين خسروپناه : اين مقاله ، علاوه بر تبيين مفاهيم کليدي و روش شناسي تحقيق ، به انواع فلسفه رشتههاي علمي و مسائل آنها و تفاوت رووس ثمانيه با فلسفههاي علوم پرداخته است و در پايان چهارده مسئله مهم فلسفه فلسفه اسلامي بيان گرديده است.
فلسفه حکمت متعاليه / حسن پناهي آزاد : فلسفه فلسفه اسلامي نگاهي برون سازماني به فلسفه اسلامي است که شاخهاي از آن فلسفه حکمت متعاليه است. چيستي حکمت متعاليه، موضوع ، غايت، قلمرو، روششناسي، نسبت آن با مکاتب ديگر، علل و عوامل تاسيس و آسيبشناسي آن ، مباحث تشکيل دهنده اين جستار هستند.
دورنمايي از منطق، فرامنطق و فلسفه منطق/ عسکري سليماني اميري : اين مقاله همان-طور که از عنوانش پيداست ، به مباحثي چون : فلسفه منطق، منطق جديد ، فلسفه منطق جديد، فرامنطق، فلسفه منطق قديم، منطقهاي استقرايي، منطق قديم و فرامنطق، نمونههايي از مباحث در فرامنطق و فلسفه منطق، ميپردازد.
فلسفه علوم قرآني / علي نصيري: نگارنده در اين مقاله به بررسي پنج مسئله پرداخته است که عبارتند از: 1. چيستي علوم قرآني،.2 مراحل تاريخي شکلگيري علوم قرآني، 3. ترابط يا تداخل بخشي از مباحث علوم قرآني با ساير علوم اسلامي ،4. روش-شناسي علوم قرآني، 5. کاستيهاي علوم قرآني.
فلسفه تفسير/ حميد خدابخشيان : فلسفه تفسير چيست؟ در اين دانش به دنبال چه هستيم؟ مهمترين مسائل و مباحث دانش فلسفه تفسير چيست؟ چه علومي در تفسير دخيل هستند؟ علت تکثر تفاسير چيست؟ اين سوالات و مباحثي ديگر ، محتواي مقاله را تشکيل مي-دهد.
فلسفه علوم حديث ( بازکاوي و بازشناسي ميراث حديثي برجاي مانده فريقين/) علي نصيري : مفهوم شناسي سنت و اقسام آن ؛ عوامل قلت سنت فعلي در برابر سنت شاني؛ دشواريهاي ميراث حديثي بر جاي مانده ؛ دشواريها و آفتهاي مشترک جوامع حديثي فريقين ، در اين مقاله مورد بررسي قرار گرفته شدهاند.
فلسفه علم کلام / محمدصفر جبرئيلي : فلسفه کلام دانشي است که به عنوان علم ناظر به کلام نظر ميکند و به تحقيق موضوع ، محمول، مبادي و مقدمات، غايات ، راههاي روش شناختي و ارتباط آن با علوم ديگر ميپردازد. با توجه به اين تعريف ، مباحثي که تحت اين عنوان در اين مقاله مورد بحث قرار گرفته است عبارتند از : نام گذاري، تعريف علم کلام، موضوع علم کلام، غايت و اهداف علم کلام، وظايف و مسئوليتهاي کلام و متکلمان، روشهاي علم کلام، رابطه علم کلام با علوم ديگر، قلمرو و گستره علم کلام، مذاهب و مکاتب کلامي، عوامل و زمينههاي پيدايش، منابع علم کلام، ادوار و مراحل تاريخي علم کلام، رويکردهاي کلامي اماميه، ويژگيهاي تفکر کلامي شيعه.چيستي فلسفه فقه / جابر توحيدي اقدم و عبدالرحيم سليماني بهبهاني : در اين مقاله هشت تعريف از فلسفه فقه عنوان سپس اين تعاريف مورد بررسي قرار گرفته است .
جايگاه فلسفه اقتصاد اسلامي و معرفي برخي از عناصر آن/ علي اصغر هادوي نيا
فلسفه اقتصاد اسلامي: مباني فلسفي/ سيدحسين ميرمعزي: بحث مباني فلسفي از اهميت خاصي برخوردار است؛ زيرا اين مباني در فلسفه نظام اقتصادي و فلسفه علم اقتصاد تاثير بسزايي دارند. بدين سبب در اين مقاله مباني فلسفي نظام اقتصادي اسلام بحث شده است.
آسيب شناسي فلسفه سياسي اسلامي از منظر مقام معظم رهبري/ محسن مهاجرنيا: فلسفه سياسي اسلام از درون مايههاي غني و ظرفيتهاي والايي برخوردار است اما واقعيت اين است که در فرآيند تاريخ خويش آفات دروني و آسيبهاي بيروني زيادي بر آن وارد شده است بطوري که کارآمدي خويش را از دست داده و از صحنه زندگي اجتماعي مهجور افتاده است. در اين مقاله سعي شده است تا گوشه هايي از ديدگاه مقام معظم رهبري ارائه شود. درباره فلسفه تاريخ/ حسين کلباسي اشتري: در اين مقاله ضمن بيان چگونگي شکلگيري ديدگاه جديد درباره تاريخ و تمايزهاي آن با ادوار پيشين ، به برخي ويژگيها و مختصات نگاه به تاريخ بر مبناي انديشه ديني پرداخته شده است.
عناوين مقالات جلد دوم :
ضرورت تاسيس فلسفه دين، منطق کشف دين، و فلسفه معرفت ديني/ علي اکبر رشاد : امروزه پرسشهاي بسياري در باب مسائل دين، اکتشاف قضاياي ديني و نيز مسائل معرفت ديني، پيش روي ما قرار گرفته است که براي پاسخگويي به آنها و نيازهاي نوپديد ديگر نيازمند نوفهمي و نوآوري در همه ساحات دين پژوهي و دينداري هستيم؛ در اين نوشتار نويسنده به تفصيل به موضوعاتي مانند: فلسفه دين و مباحث مربوط به آن ، منطق کشف گزارهها و آموزه هاي ديني، رسالت اصلي دانش منطق کشف دين، مباني منطق کشف دين، ويژگيهاي منطق جامع کشف دين ، فلسفه معرفت ديني ، ساختار مباحثفلسفه معرفت ديني، تمايزهاي منطق کشف دين و فلسفه معرفت ديني پرداخته است.
فلسفه دين/ ابوالفضل ساجدي: در اين مقاله در جهت تبيين مفاهيم متقارب به فلسفه دين، توجه بيشتري به تعيين مرز آن کلام جديد شده است. در اين زمينه پس از اشاره مختصر به چيستي کلام قديم، آراي طرح شده در تعيين کلام جديد به دو دسته حاميان و نافيان تقسيم و ارزيابي شده است. سپس بر مبناي نظر برگزيده، وجوه تمايز فلسفه دين و کلام جديد آمده است. در نهايت، مسائل فلسفه دين و امکان طرح رويکرد اسلامي، محور سخن قرار گرفته است.
چيستي فلسفه دين و مسائل آن/ محمد محمدرضايي: اين مقاله بر اين است تا مسئله « چيستي فلسفه دين و مسائل آن» را بررسي کند. در ابتدا شايد اين مسئله واضح به نظر برسد، اما با تامل بيشتر مشخص ميشود که تعريف فلسفه دين ، بسيار مشکل و مناقشهآميز است، در نتيجه مسائل آن نيز به تبع تعريف معين نيست.
فلسفه فقه/ ابوالقاسم عليدوست: سرفصلهاي اين مقاله عبارتند از: .1 چيستي فلسفه فقه،.2 مسائل فلسفه فقه و ساختار آن ، .3 موضوع فلسفه فقه ، .4 غرض از فلسفه فقه و فايده آن ، .5 رابطه فلسفه فقه با فقه، معرفت شناسي فقه، کلام و اصول فقه.
فلسفه حقوق/ محمود حکمت-نيا: مباحث کلي فلسفه حقوق را ميتوان زيرعنوانهايي چون »philosophy of law« فلسفه حقوق نظريه حقوق، دانش حقوق، فلسفه حقوقي يافت. علاوه بر اين مباحث ، فلسفه حقوق به صورت تخصصيتر و با گرايش هاي خاص با عناوين مختلف يافت ميشود. در اين نوشتار تلاش شده است به طور مختصر نگاهي گذرا به فلسفه حقوق و عمدهترين مباحث آن داشته شود.
فلسفه اخلاق/ حسن معلمي: در اين مقاله به مباحثي همچون تعريف فلسفه اخلاق، مسائل مربوط به فلسفه اخلاق ، ضرورت و اهداف فلسفه اخلاق اسلامي، ديدگاه-هاي مختلف در فلسفه اخلاق اسلامي ، رابطه فلسفه اخلاق با علوم ديگر و نقد مکاتب مختلف در فلسفه اخلاق غرب مورد بررسي قرار گرفته است.
فلسفه عرفان/ هادي وکيلي: همه سنتهاي معنوي در گوشه و کنار جهان در حال توسعه راههايي براي نجات بشرند و آموزههايي ويژه در دفاع از باورها و عقايد خويش دارند. فلسفه عرفان مبتني بر اين حقيقت تامل برانگيز شکل ميگيرد که تجربه-اي مستقيم از الوهيت هم ممکن است و هم بوسيله هر فردي به چنگ آمدني است. در اين مقال ، نگارنده به بررسي موضوعات و مباحثي پرداخته است که فلسفه عرفان در مسير کاوش فلسفي در خصوص تجربه عرفاني مورد توجه خاص خود قرار ميدهد.
درآمدي بر فلسفه تعليم و تربيت اسلامي/ دکترسعيد بهشتي: مباني فلسفي تعليم و تربيت اسلامي در پنج حوزه واقعند: معرفت شناسي، وجودشناسي ، خداشناسي، انسان شناسي و ارزش شناسي. در اين مقاله به استخراج و معرفي مباني معرفت شناسي پرداخته شده است.
فلسفه تعليم و تربيت در جهان امروز/ سعيدبهشتي: فلسفه تعليم و تربيت در جايگاه يکي از فلسفه-هاي مضاف، از دو زاويه قابل بررسي و مطالعه است:1. ديدگاههاي فيلسوفان درباره تعليم و تربيت،2. رشته دانشگاهي. نگارنده اين مقاله، فلسفه تعليم و تربيت را تبيين و اثبات مبادي تصوري و تصديقي تعليم و تربيت تلقي مي کند و در سه سطح پيش استنتاجي يا بازيافت، استنتاجي يا کشف، و فرااستنتاجي يا خلق به بررسي فلسفه تعليم و تربيت ميپردازد.
فلسفه سياست اسلامي/ غلامرضا بهروز لک: فلسفه سياست يکي از گونههاي فلسفه مضاف است که بر خلاف برخي از گونههاي ديگر، قدمتي طولاني دارد. اين مقاله کوششي است براي تبيين مفهوم، مکاتب، روش شناسي و مسائل فلسفه سياست اسلامي است.
فلسفه معرفت/ عبدالحسين خسروپناه: در اين نوشتار ابتدا فلسفه معرفت به طور کامل تعريف و تحليل شده است، سپس کارکردهاي فلسفه معرفت، رابطه آن با علوم همگون و علم شناسي فلسفي، تاريخچه فلسفه معرفت در اسلام و غرب، مقايسه تاريخچه معرفت شناسي در جهان اسلام و غرب ، ساختار فلسفه معرفت نزد حکماي اسلامي و نظريه برگزيده ساختار فلسفه معرفت مورد بررسي قرار گرفته است.
فلسفه پزشکي/ احمدرضا همتي مقدم: کتابهاي بسياري درباره گفتگوي ميان فلسفه و پزشکي وجود دارد. علايق امروزي درباره فلسفه پزشکي که انگلهارت و ارد آن را « ظهور جديدي از مطالعه فلسفي » ناميدهاند، چندين خاستگاه دارد. اول اينکه علاقه دوسويهاي در موضوعات پزشکي بين پزشکان و فيلسوفان وجود دارد. دليل دوم، توجه شديدي است که به اخلاق پزشکي و اخلاق زيستي شده است و عامل سوم ، گرايش به سمت رويکردهاي اگزيستانسياليستي، هرمنوتيک، پديدارشناسي و پست مدرن به اخلاق و فلسفه بود؛ در نتيجه فيلسوفپزشکان و فيلسوفان علاقهمند به اين مباحث درصدد برآمدند تا حوزهاي را به نام فلسفه پزشکي تعريف کنند که سرانجام به سه رويکرد گوناگون به اين رشته انجاميد که در اين مقاله به اين سه رويکرد پرداخته شده است.
فلسفه رياضي/ ابوالحسن حسني : رياضيات يکي از قديميترين علوم بشري است. اما در سه قرن اخير هم پژوهشهاي رياضي در ايران فراموش شده است هم پژوهشهاي فلسفي درباره رياضي. در اين مقاله ضمن بررسي فلسفه رياضي نگاهي اجمالي نيز به آراي فلاسفه اسلامي در همين گذار شده است.
درآمدي بر فلسفه هنر از ديدگاه فيلسوفان مسلمان/ حسين هاشم نژاد: فلسفه هنر به تبيين چيستي هنر و مباني نظري با عنوان مباني متافيزيکي و مابعدالطبيعي هنر اسم برده ميشود. همچنين ميتوان گفت فلسفه هنر به تبيين مبادي و مباني غير هنري هنر يا مباني تئوريک و فلسفي هنر مي پردازد. در اين مقاله ابتدا به ماهيت هنر و تعريف آن، سپس هنر از ديدگاه فلاسفه اسلامي پرداخته شده است.
مباني نظري هنر ( خيال و زيبايي ) در آراء صدرالمتالهين شيرازي/ حسن بلخاري قهي: در اين نوشتار مي-توان گفت که مباني نظري هنر به طور کامل از آراء صدرالمتالهين شيرازي مورد بررسي قرار گرفته است.
روزنامه رسالت، شماره 6023 به تاريخ 8/9/85، صفحه 18 (انديشه اسلامي)
□
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم بهمن ۱۳۸۹ ساعت 2:54 توسط گل افشان گل محمدی
|
منظرگاه مهدی منتظران در راستای تحقق اهداف فرهنگی و اجتماعی انجام وظیفه می نماید. امید است که با تلاش به جهت معرفی دیدگاه بزرگان دین و اندیشه اسلامی امکان آشنائی و عمل به مبانی و راهبردها و راهکارها فراهم شود و خوانندگان از منظرگاه مدیریتی مهدی منتظران بهره لازم را ببرند.