استخراج مباني علوم انساني از قرآن
عنوان : استخراج مباني علوم انساني از قرآنتاریخ : 1390/01/22منابع : روزنامه رسالت، شماره 7217 به تاريخ 12/12/89، صفحه 17كلمات كليدي : مباني، علوم انساني، قرآننوع مقاله : نشريات
موضوع مقاله : علوم قرآني
موضوع مقاله : علوم قرآني
نویسنده: محسن غرویان
حجت الاسلام والمسلمین محسن غرویان معتقد
است برای تولید علوم انسانی اسلامی ناگزیر از آن هستیم كه حوزههای علمیه و
دانشگاهها ارتباط مستمر و قوی با هم داشته باشند. وی كه از جمله كسانی است
كه تدریس در هر دو فضا را تجربه كرده است، نقش حوزههای علمیه را در این
فرآیند موثرتر وجدیتر میداند. سخنان او درباره علوم انسانی خواندنی
است.
تعریف علم دینی
علم دینی به معنای دانشی است كه از نظر
موضوع، مسائل و یا از حیث غرض علم، هماهنگ با آموزههای دینی باشد. برای
تبیین جایگاه علم دینی، ابتدا باید یك تفكیك میان علوم قائل شویم و آن جدا
كردن علوم انسانی از علوم تجربی و علوم پایه است؛ یعنی ماهیت علوم انسانی
به طور ذاتی بر اساس انسان شناسی دینی و اسلامی شكل میگیرد، از این رو علم
دینی به معنای یك عنصر ذاتی در ماهیت این علوم به شمار میآید.
اما در علوم تجربی و علوم عقلی مثل
ریاضیات، هندسه، جبر و مثلثات و ... علم دینی به معنای تاثیر دین در هدف و
غایت به كارگیری این علوم است؛ به عبارت دیگر این به آن معنی نیست كه در
ذات گزارههای این علوم، دین یا مقابل آن كفر و بی دینی نقشی داشته باشد.
این همان تفكیكی است كه باید میان علوم دینی و علوم تجربی صورت بگیرد.
رابطه بین علم و دین
به طور قطع میان علم و دین رابطه وجود
دارد، اما بهتر است نخست معنای علم تعریف و بررسی شود؛ برای تعریف علم چند
اصطلاح وجود دارد كه در زبان انگلیسی به شكل Knowledgeبه معنای دانش و یا
به شكل Scince به معنای علم تجربی طرح شده و به كار میرود، اما در هر
صورت، دین و دین شناسی مصداقی از علم به شمار میآید، زیرا دین پدیده ای
است كه باید از طریق علوم مطالعه شود كه حاصل این مطالعه و بررسی، معرفت
دینی است.
از سوی دیگر علم در معنای علوم تجربی (Scince)، از نظر به كارگیری این علوم در زمینه اهداف دینی، به طور قطع با دین ارتباط دارد.
روش استخراج مبانی علوم انسانی در قرآن
انسان شناسی پایه و اساس تمامی علوم
انسانی است. قرآن كریم نیز انسان شناسی خاص و ویژه خود را دارد. یكی از
عناصر و اركان اصلی در انسان شناسی قرآنی این است كه انسان یك موجود تك
بعدی و تك ساحتی نیست، بلكه انسان موجودی چندساحتی یا دو بعدی است، یعنی
انسان هم بعد مادی و هم بعد مجرد دارد كه در آیههای مختلف قرآن كریم بر
این موضوع تاكید بسیاری شده است.
بعد دیگر در انسان شناسی قرآنی، بعد
فطرت الهی است كه براساس آن میتوان اظهار داشت، انسان موجودی است كه فطرت
الهی دارد و باید در انسان شناسی به این فطرت توجه ویژه ای شود؛ موضوع آخرت
گرایی بعد دیگری است كه باید در انسان شناسی قرآنی مورد توجه قرار گیرد.
تك بعدی نبودن انسان، فطرت الهی او و آخرت گرایی، سه عنصر اصلی و سه ركن
شاخص در انسان شناسی قرآنی به شمار میآیند.
جستجوگران مبانی علوم انسانی در قرآن
كسانی میتوانند عناصر اصلی انسان شناسی
قرآنی را جستجو و تفحص كنند كه هم با فلسفه اسلامی آشنایی كامل داشته و هم
در فقه و تفسیر تسلط لازم و كافی داشته باشند؛ یك مجتهد اسلام شناس
میتواند مبانی علوم انسانی را در قرآن كریم جست و جو و استخراج كند، از
سوی دیگر مجتهدهایی هم كه با علوم انسانی جدید دنیای امروز بیگانه نباشند
قادرند تا عناصر اصلی و شاخصهای مهم انسان شناسی قرآنی را استخراج كنند.
فرق اساسی ساختار علوم انسانی غربی و اسلامی
انسان شناسی غربی یك انسان شناسی
اومانیستی است؛ یعنی انسان محوری و اصالت وجود انسان بر دیدگاه آنها حاكم
است، اما اصالت در انسان شناسی قرآنی، خدامحوری است و انسان به عنوان بنده و
عبدی از سوی خداوند مطرح میشود. این همان فرق اصلی چارچوب و ساختار علوم
انسانی مورد پذیرش و استفاده در غرب با آن چیزی است كه در مكتب فكری اسلام
وجود دارد و مبانی آن در قرآن كریم آمده است. البته انسان در میان
آفریدههای خداوند، اشرف مخلوقات به شمار میآید و از این دیدگاه انسان
محوری قابل پذیرش است، اما انسان محوری در عالم هستی قابل طرح نیست و خدا
محوری قابل قبول است؛ در حالی كه انسان شناسی غربی به انسان محوری قائل است
و خدامحوری را بر نمیتابد و این همان تفاوت و اختلاف اساسی بین
انسانشناسی اسلامی و غربی است.
نقش حوزههای علمیه در شكل گیری و تدوین علوم انسانی اسلامی- ایرانی
حوزههای علمیه در شكل گیری و تدوین هر
چه بهتر علوم انسانی اسلامی و ایرانی نقش مهم و بسزایی ایفا میكنند؛ در
حقیقت حوزههای علمیه، مركز پرورش عالمانی است كه تمام عمر خود را برای
اسلام شناسی سپری كرده و میكنند.هرچند كه ممكن است همه افراد در
حوزههای علمیه به دلیل متفاوت بودن استعدادها به سطوح عالیه اسلام شناسی
دست پیدا نكنند، اما چهرههای برجسته و اساتید فرهیخته حوزههای علمیه كه
جامعیت دارند، یعنی در تمامی علوم اسلامی و حوزوی فعالیت، تجربه، مطالعه و
تحقیق داشته و كتاب تالیف كرده اند، اسلام شناسانی جامع و كامل هستند كه در
باره همه ابعاد اسلام آگاهی و شناخت دارند.این اساتید فرهیخته حوزههای
علمیه با توجه به جامعیت كاملی كه در زمینه اسلام شناسی دارند، انسان شناسی
میكنند؛ به نظر میرسد نقش اساسی حوزههای علمیه همین است كه اسلام را در
جامعیت خود میشناسند و با مقتضیات زمان، مكان و اصول جدید منطبق
میكنند.
ارتباط دانشگاهها با حوزههای علمیه
دانشگاهها در ارائه سوژه و موضوع به
صاحب نظران و علمای دینی نقش مهم و شایانی را ایفا میكنند، زیرا دانشگاه
ها، موضوع ها، مسائل روز، رویدادها و مسائل مستحدثه را برای علما، فقها و
مجتهدان حوزههای علمیه مطرح كرده وعلمای دین حكم اسلامی صادر میكنند؛ از
این رو میتوان اظهار داشت كه دانشگاهها جایگاه مهم و خطیری در معرفی
پدیدههای جدید علمی و مسائل روز دنیای امروز دارند.
http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=41347
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم مهر ۱۳۹۰ ساعت 4:10 توسط گل افشان گل محمدی
|
منظرگاه مهدی منتظران در راستای تحقق اهداف فرهنگی و اجتماعی انجام وظیفه می نماید. امید است که با تلاش به جهت معرفی دیدگاه بزرگان دین و اندیشه اسلامی امکان آشنائی و عمل به مبانی و راهبردها و راهکارها فراهم شود و خوانندگان از منظرگاه مدیریتی مهدی منتظران بهره لازم را ببرند.